پشتیبانی

*من و بابا*

سلام

سلام خوش اومدین به وبلاگ من وبابای مهربونم امیدوارم خاطراهاموبتونم بنویسم براتون البته یکم طول میکشه بهم فرصت بدین به هرحال خوش آمدین

من باتبادل لینک موافقم هرکسی خواست بگه بهم تالینکش کنم

خب مامان رفته اونوراب یعنی جداشدن من و بابا باهم زندگی میکنیم من7سالم بودجداشدن

***********************************

اخلاق پدرم ادم بسیارگرم ومهربون وجدی هم هس ولی به وقتش هم عصبانی میشه نبایدجلوچشمش باشی و هم تنبیه

میکنه تنبیه یعنی محروم چیزی یاجایی مهمون باشیم نمییریم وخیلی هم خوشش ازلوس بازی و لجبازی به

هیچ وجه نمیاد و حرفش همیشه یکیه

باباکامران 39سالش هست

اخلاق خودم ادم مهربون و یکم لوس وشیطون ولجبازو وخیلی زودهم ناراحت میشم

منم 19سالمه لطفانظربرای همه پستام بدین ممنون

توجه کنید:اونایی که فکرمیکنن من الکی میگم یا کپی میکنم ازوب ها دیگه بایدبگم که دوس ندارین نخونین

بعدشم من که اجبارنکردم بیاییدبخونید یکی میگفت:نمیتونم تصورکنم نوشته هات دوست

عزیزدوست نداری نخون این زندگیه منه اصلاهم کپی نمیکنم چرابایدکپی کنم من مثلادلیلی نداره

لطفاانقدنگین که شبیه فلان وب هست واینا من اصالتاشمالی هستم و درشمال زندگی میکنم لطفانگین که داری کپی میکنی کپی نیس.......


برچسب ها: سلام , بابا , دلسا ,

[ بازدید : 117 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ شنبه 27 شهريور 1395 ] [ 19:51 ] [ Delsa ]

[ ]

رمضان


card postal ramezan91 2 جدیدترین کارت پستال های ماه رمضان

رمضان مبارک

برچسب ها: رمضان ,

[ بازدید : 4 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

[ جمعه 5 خرداد 1396 ] [ 21:12 ] [ Delsa ]

[ ]

خبربد

سلاممممممم

اصلاحالمون خوب نیس

عموکاوه تصادف کرده

بیمارستانه

++++خدایاخودت عموروخوب کن


برچسب ها: عموکاوه , تصادف , بیمارستان ,

[ بازدید : 10 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

[ جمعه 29 ارديبهشت 1396 ] [ 19:51 ] [ Delsa ]

[ ]

عکس تلگرام

سلامممممممممممممممممممممم حاااالتون چطوره دوستام..

من واقعامعذرت میخوام چون یه ماهی میشه پست نزاشتم واقعاببخشید نه که مامهندساوقتمون خیلی شلووووووووووووووووووووغه به خاطراینه چون شنبه ویکشنبه ودوشنبه وسشنبه وچهارشنبه همش کلاس دارم نمیتونم اصلابیام سربزنم.

خب بگم که مامان نرفتن اونوراب دیگه شیراز ماندگارشد.چون اقاشوووووووووووون خیلی خوشش ازایران

مخصوصاشیراز اومده دیگه موندگارشدن ولی ای کاش..............!میشدبگم نمون زندگیتون خراب میشه

ولی خب به من ربطی نداره.حتمادوس داره برادرخانمشو دیگه فعلااول راهه میخوام یکم تلخ حرف بزنم

نمیدونم چراتواین روزافقط سکوت میکنم بازخدایاچراانقدسکووووووووووت پس کی تموم میشه این

سکوت!!!؟؟؟خب برم سراغ پست این مدت که نتونستم تعریف کنم براتون.

مامان میخوادبیادرشت خونه ماکه نمیاداین چه حرفیه بازممممممممم میخوادبره خونه خان داداشش

نمیدونم چراولی خوشم نمیاد.وقتی که مجبوری میرم اونجا(مثلاخونه داییم)اصلانمیتونم بامامان راحت حرف

بزنم هرچندکلاوقت نمیشه چون نمیزارن براخودمون باشیم.احتمالامیخواد اخرهفته بیاد رشت مامان.

یه چندروزی بودعکس پروفایل تلگرامموگذاشته بودم من شماره دایی وپسردایی دارم ولی چون خوشم

نمیادباهاشون کاری ندارم بعد اقاحامد(پسردایی بهروزهس که خونشون اومده رشت) که 7سال ازم بزرگتره

باحالتی که اره من ازت بزرگترم واینا حرف الکی خب.بهم پی ام دادگفت: چراعکستوگذاشتی؟کلاهنگیدم

هایکی نبودبش بگه اخه مگه چیکاره من هستی ها؟جوابشوندادم چون حوصله حرف های الکی یکی که

اصلابرام مهم نیس چی میگه و..............منم اولش پاک کردم عکسموبعدش فک کردم الان میگه اهامیتونم

هرچی دلم خواس به دلسابگم و به حرفام توجه میکنه (اینوواقعامیدونم که اقاحامدددهمچین فکری کرده)یه

جوراییی خب اخلاقشون دستم اومده که چجورادمایی هسسستن دیگه.فکرکردم دوباره یه عکس دیگه

گذاشتم گفتم الان فک میکنه تسلیم شدم ولی بخدا اصلا جوابشوندادم توپی ام.حالامامان زنگ

زدگفت:چراجواب حامددادی دلسامامان؟گفتم باحالت خیلیی تندی گفتم:چیکارکردم من؟کاریش ندارم!(یه جورایی خودم زدم به اون

راه یعنی ازهیچی خبرندارم وایناولی خب ضایع بودکارم) !مامان گفت:الان زنگ زده گفته بهم عمه دلسابهم

گفته:من به دلساپی ام دادم گفتم چراعکستوگذاشتی دلساهم گفته بهم به توربطی نداره؟گفتم:شماچی

گفتین مامان شماکه میدونی من همچین ادمی نیستم که دروغ بگم

بعدشم اصلااگه گفته باشمم خب.......مامان دیگه حرفموقطع کردگفت:پس شماگفتی بهش؟اره؟گفتم:چه

فرقی میکنه براشما.حرف منوقبول ندارین ولی من نگفتم مامان.بعدشم خب به اون فک نکنم ارتباطی

داشته باشه.حالاخوبه شال روسرم بودهااگه نبوداین چه فکرایی میکردولی اصلامهم نیس برام.بعدشم

بابااومدجریان تعریف کردم گفت:اولاکارت اشتباه بوده که اینطوربامادرت صحبت کردی!من بعضی موقع هالج

میکنم باحرص گفتم:مگه چی گفتم بابایی.خب درست میگم اصلا به اون ارتباطی نداره ازاین به بعدهرکی

توزندگیم و رومخم راه بره اینجوریه ولی اینبارخودم جوابشومیدم.بابااخم کردگفت:خب دیگه

بقیش.باباگفت:چی بگم بهت خب حرف گوش نمیگیری؟گفتم:خب اگه بدبودشمامیگفتین نزارعکستو؟

درسته بابایی؟گفت:خب اونم منظوری نداشته؟خب دلساچراهمچین میکنی تو؟

گفتم:چرااتفاقاداشت ولی عمرا من پاک کنم عکسمو.باباگفت:داری باکی لج میکنی؟باخودت؟اره؟جواب

ندادم طبق معمول چون حرفی نداشتم باباهم داش نگام میکردکی جوابشومیدم.گفت:خب منتظرجوابم

گفتم:بحث لج کردن نیس خب دوس دارم بزارم به کسی فک نکنم ربطی داشته باشه؟(واقعاحرصم گرفته

بودهاازدست اقاحامد) باباگفت:اگه من بگم چی؟(داش سربه سرم میزاشت ولی چون جدی وبااخم گفت

من یه جورایی باورم شد)گفتم:خبببب پاکش میکنم گفت:افرین دخترم. گفتم:پاکش کنم.گفت:نه مگه بی

حجابه عکست؟گفتم:نه نه نه اصلا؟گفت:پس بزارباشه حالاخوب بودباشال بوداین عکسم چون توگروه

دانشگاه هستم نمیزارم بدون شال چون عادت ندارم

هنوزعکس خودمه ولی اگه بابامیگفت:حتماپاکش میکردم ولی نگفت:هورااااا

برچسب ها: بابا , اخم , مامان , عکس تلگرام , گروه دانشگاه , حرص , لج , افرین دخترم ,

[ بازدید : 27 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ دوشنبه 11 ارديبهشت 1396 ] [ 21:20 ] [ Delsa ]

[ ]

عیدتون مبارک

مامان اونوراب نرفت موند شیراز

+++درگیرکلاسادانشگاه هستم وگرنه پست کامل میزاشتم

اس ام اس تبریک مبعث حضرت رسول

رحمت اللعالمین جبریل می خواند تو را / ای منجی کل بشر بیرون بیا از این سرا

تو شهریار عالمی تا چند در غار حرا / ای یوسف مصر وجود از چاه تنهایی درآ

عیدتون مبارک

[ بازدید : 28 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ سه شنبه 5 ارديبهشت 1396 ] [ 19:00 ] [ Delsa ]

[ ]

بازم درس

سلاااااااممم خوبین

اصلاوقت ندارم بیام پست بزاررمممم

فقط درس و درس درس الانم اومدم یه سرزدم

دلم خیلی تنگ شده بودد

ازدست دانشگاه تاهفت کلاس دارم

[ بازدید : 27 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ] [ 23:19 ] [ Delsa ]

[ ]

ولادت حضرت علی(ع)

از دین نبی شکفته جان و دل من / با مهر علی سرشته آب و گل من
گر مهر علی به جان نمی ورزیدم / در دست چه بود از جهان حاصل من
ولادت حضرت علی (ع)و روزپدرمبارک

اس ام اس میلاد حضرت علی, تبریک ولادت امام علی(ع)

[ بازدید : 35 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ سه شنبه 22 فروردين 1396 ] [ 21:35 ] [ Delsa ]

[ ]

شیراز96

سلام سال نو مبارک ماازشیرازاومدیم کلی هم خبردارم که بهتون بدم ازاول سفرمون تا الی

اخر.اول اینوبگم که من برای دیدن مامان به خونه برادرش نرفتم.یعنی میخواسم برم زنگ زدبهم

ماماناحوالپرسی کردگفت:بیام سراغت؟منم اون روز سیناپیشم بوددیگه گفتم:نه.مامان گفت:چراخب پس

هروقت خواستی زنگ بزن من به گوشیم حواسم هس میام سراغت دلسامامان.گفتم:کاردارم.باباکه

اومدگفت:عه هنوزمادرت نیومده باباهم دقیق گوش میداد هاانگارفهمیده بوداشتباه ازمن بوده گفتم:خب

چرازنگ زدن باباگفت:خب بعدش؟چیشد؟من گفتم:نیاد دیگه.واییییییییییی قیافه بابادیدنی بودهاااااا هی

حرص میخورد ازدستم کلا معلوم بود بهش.باباگفت:دلیلت؟گفتم:خب چون سیناپیشم بوددیگه قبل ازاینکه

بیایین رفت.بابا نگام کرد یهویی گفت:خب زنگ بزن بیادسراغت؟گفتم:چی؟گفت:دوباره بگم نشنیدی؟

گفتم:خب الان نه دیگه.حالافردا.باباگفت:اهابرنامه داری؟گفتم:نه.دیگه فردازنگ زدم به مامان گوشی

برنداشت.باباهم سرکاربوداومدخونه بهش گفتن مامان برنداشته گوشی ولش کن خب حتمانمیخوادببینم

دیگه بابا.باباباخم گفت:میشه تمومش کنی دیگه داری اعصابمومیریزی بهم هااااا.گفتم:خب

بابا.باباگفت:میگم ساکت نمیشنوی.وای دیگه کلاروسایلنت بودم تاچندروزقبل ازعیدبابانمیدونم چرا

سرسنگین

بودباهام.سال تحویل هم خونه خودمون بودیم.دوتایی دیگه.ماعادت داریم هرسال موقع سال تحویل خونه

خودمون باشیم حالاممکن هم هس که شب قبل ازسال تحویل هم دورهم باشیم ولی سال تحویل فقط

خونه خودموووووووون بعدش بریم خونه عزیزاینا.قرارگذاشتیم که بعدازسال تحویل بریم شیرازتوخونه اقاجون

اینابه ساراگفتم:چراهی پافشارمیکنی براشیراز؟(اخه ماهرسال عیدمیریم شیرازامسال هم اقاجون

ایناباهامون میخواستن بیان دوس داشتم شهردیگه ای باشه ولی وقتی بابامیگهنمیشه نه بیاریم

توسفربقیه)گفت:چطور؟گفتم:خب همینطوری چیه مگه سواله خب؟جوابموندادولی خب من که میدونم اون

بوده هی گفته بابابریم شیرازشیراز.خب بالاخره اماده شدیم برارفتن به شیراز.خوب راه طولانیییییییییییی

ترافیییییک بود اووووف کلاحوصله مسافرت طولانی ندارم.توماشین بودیم باباهم بهم گفت:رفتیم شیرازمیری

خونه پدربزرگ اینادیدی گفتم بهت دلساباز نریم اونجاداستان درست کنی ها.گفتم:باشه.ولی خیلی

خوشمم نیومدکه برم خلاصه رسیدیم شیراز رفتیم هتل رزروکرده بودیم قبلا.تاسوم موندم پیش اقاجون

اینارفتیم گشتیم دیگه روزسوم باباصبح گفت:اماده ای بریم؟گفتم:کجا؟گفت:پیش پدربزرگ ومادربزگ خب!؟

چیزی نگفتم به بابا خب فقط نگاش کردم.گفت:بدوخب واستادی نگاه من میکنی؟انقدلفتش دادم

ساعت8غروب رفتم اوناهم منتظرم بودن.وای رفتم اونجادیدم بببلللههه خانواده دایی بهروز اینجاس نمیدونم

چرامتنفرباشی ازهرکسی جلوت سبزمیشه ها.مامان هم ندیده بودم بااقاشون دیگه اونام دیدم یه چندروزی

موندم فک کنم پنجم برگشتم حوصلشون نداشتم.ولی اومدم هادوباره شروع شد زنگ میزدن بهم چراکم

موندی چراانقدزودرفتی وکلی ازاینجورحرفهاالکی.خب من اونجابودم اعتنانمیزاشتین منظورم(دایی و خاله

هاس)پدربزرگ ومادربزرگ خوب بودن باهام.حالاکه اومدم اینجوری هنوزم زنگ میزنن رواعصاب ادم راه میرن

ها.بعدش باباهم توشیرازبودیم بااخم میگفت:همینومیخواستی دیگه اره دلساا؟گفتم:بابایی خب اونامن

اونجابودم اصلاخوب نبودن حالاکه برگشتم.شدم عزیزبراشوووووون.

+مسافرت خیلی بدی هم نبود خیلی هم خوب نبودبرامن ولی بقیه خوششون اومده بود

برچسب ها: بابا , دلسا , سوم , شیراز , سارا , پافشاری , مامان , اقاشون , عید , سال تحویل , ساکت ,

[ بازدید : 38 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ پنجشنبه 10 فروردين 1396 ] [ 20:12 ] [ Delsa ]

[ ]

دعا تحویل سال نو

متن دعای تحویل سال :

یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
ترجمه و معنی فارسی دعای تحویل سال :

ای تغییر دهنده دلها و دیده‏ ها * ای مدبر شب و روز * ای گرداننده سال و حالت ها * بگردان حال ما را به نیکوترین حال



[ بازدید : 29 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ يکشنبه 29 اسفند 1395 ] [ 18:35 ] [ Delsa ]

[ ]

اهنگ موردعلاقه من

سلام دوستای خودم خوبین خوشین این اهنگ موردعلاقه منه(علیشمس ومهدی جهانی یادگاریا)

تواین روزاکه همش سکوت میکنم فقط این ارومم میکنه

بعضیا ازدوستان حال من وباباروپرسیدن.خوبیم شکرمیگذرونیم منم همچنان لوس ولجباز

گفتم سکوت اره تواین روزا که عیدمیخوایم بریم شیراز باعموواقاجون وعزیزگفتم میشه نریم بابا بازازاون نگاه

های معروف تحویلم دادن خب چرا شیراز؟

این همه جاایران داره بایدبایدحتماحتما بریم شیراز؟

ای خدا...............

برچسب ها: اهنگ علیشمس ومهدی جهانی به اسم یادگاریا , سکوت , لوس ولجباز , شیراز , اخه چرا , خان عمو اقاجون عزیز ,

[ بازدید : 40 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ سه شنبه 24 اسفند 1395 ] [ 20:07 ] [ Delsa ]

[ ]

ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک قیمت سرور قیمت دوربین مداربسته قیمت مودم قیمت کابل شبکه قیمت گوشی موبایل قیمت لپ تاپ قیمت پرینتر قیمت تبلت قیمت دوربین مداربسته هایک ویژن قیمت دوربین مداربسته داهوا خرید آنتی ویروس دانلود آهنگ جدید دانلود تک آهنگ استخدام همشهری نرم افزار حسابداری ساعت مچی بدنسازی مدل لباس زنانه جدید دانلود اهنگ جدید و قدیمی
بستن تبلیغات [X]

» عوارض قرص باکلوفن 25
» فواید قرص باکلوفن 10
» خواص قرص باکلوفن 10
» عوارض قرص وزیکر
» عوارض قرص باكلوفن